در آستانه ی 18 ماهگیت
پسرکم خیلی زود داری بزرگ میشی. هر روز شیرین تر از روز قبل.
دلم برای دیروزت هم تنگ میشه چه برسه به 1 ماه قبل و .. نوزادیت.
تو همون رادین 1 روزه ای که الان اینقدر بزرگ و عاقل شدی.
مامانی هر چی بهت میگم کاملا درک میکنی و دقیقا همون کاری و انجام میدی که ازت خواستم.
نفسی در واژه هات بیشتر شده.
مامان= مامان
بابا= بابا
حموم=حم
جوجو=جیجی
هاپو=هاپ
آب=آب
غذا= به به
گردش=دردر
در چیزی و میخوای باز کنی میاری میدی دستم میگی دددددد با فتحه.
تقریبا اعضای بدنتو میشناسی.
چشات. موهات.سرت. گوشات.دماغت. دهنت.می میات.هههههه
هنوزم عاشق حمومی البته صد هزار مرتبه شکر . عاشق وان حمومتی و آب بازی.
به آب بازی میگی آب بی.
همش میای دست منو میگیری و بلندم میکنی میبری جایی که میخوای. منم میخوام بلند شم تو میگی علی
یعنی یا علی بگو بلند شو.
الهی فدات بشم.
دارم شروع میکنم از پوشک بگیرمت. خدا کنه موفق بشم. تو خودت که دوست داری و علاقه نشون دادی. تا الان سه بار بردمت دست شویی جیش کردی. کلی هم بعدش تشویقت کردم.
ایشالا این پروسه هم به خوبی پیش بره و تو همکاری کنی.
رادینم بدون تو بهترین پسر دنیایی. خیلی دوستت دارم عسلممممممممم


در آستانه ی 18 ماهگیت
